تبليغاتX
.........گل گندم
مصلای تهران 15 اردیبهشت 1386

نمایشگاه بین المللی کتاب....

 

خیلی غم و غصه برای این همه بر باد رفته کم داشتیم این هم اضافه شد.در هفته ای که گذشت بعد از یک سال وقفه برای اولین بار به نمایشگاه کتاب واقع در مصلای نیمه تمام تهران رفتم.

اول اینو بگم نام مکان بر گزاری به نوع نمایشگاه نمی خوره اون زمان وقتی می گفتیم محل دائمی نمایشگاه بین المللی تهران یک ابهت خاصی داشت.نشان می دادیم ما هم به فکر هستیم ما هم می توانیم بر نامه ریزی کنیم و جای مشخصی را برای هر چیزی داشته باشیم نه مثل آوارگان دور شهر بچرخیم هر جا جای خالی پیدا کردیم بساطمان را پهن کنیم امروز مصلا روز دیگر کیلومتر ها خارج از پاییتخت...

باور بفرمایید لذت کتاب خریدن در میدان انقلاب بیشتر از نمایشگاه کتاب بود حداقل مجبور نبودیم کتاب شعر را در کنار هنر آشپزی ببینیم چون ناشر دلش خواسته این دو کتاب کنار هم باشند.مجبور نبودیم خیلی از کتاب ها را که به اجبار گذرمان به انها خورده را ورق بزنیم. 

نکته جالب در مصلای تهران این است که وقتی وارد می شویم به شما خوش آمد می گویند و شما از تونل های تو در تو عبور می کنید و در نهایت خارج از این محوطه با تابلوی راهنمای "محل وداع با امام " راه خروج را نشان می دهند.البته فکر می کنم برای این کار روانشناسان بسیاری وقت گذاشتند و به این نتیجه رسیدن که اگر مراجعه کنندگان را با علامت ها راهنمایی نکنیم آنها مجبورند از کلیه قسمت ها دیدن کنند در واقع دور باطل می زنیم و از یک جعبه به جعبه بعدی می رویم (نقشه راهنمای تمام رنگی چاپ شده قابل تقدیر است ولی خیلی هم واضح نیست)

جدا از مشکلات معماری این بنای مذهبی که نمی دانم چرا فکر کردند مناسب نمایشگاه است مسئله خرج و مخارج آن بود هر چند تمام ناشران در محیطی محقرانه کتاب های خود را به نمایش گذاشته بودند و برخی از آنان با کلی تبلیغ و سر و صدا یا اگر درجه احتمال آنرا محاسبه کنیم به خاطر سر نبش بودن چند مراجعه کننده داشتند

 اما اما....

خدا برکت دهد به مال و اموال جناب"  گاج "خدا ملک و املاک سرور تمام تست ها جناب" قلم چی" را زیاد کند که شاهانه  در نمایشگاه درخشیدند و فکر می کنم با نگاه گذرا به این مجموعه بیش از ۶۰ درصد از خریدارن کتاب که روزنامه ایرانتا روز یکشنبه دو ملیون تخمین زده بود را به خود اختصاص دادند .

این یعنی  اگر ما بخواهیم گاج تخت جمشید و پاسارگاد می سازد و اگر نخواهیم زیلو زیر پای صادق هدایت را از زیر پایش می کشیم.

مطبوعاتی ها که از این مجموعی علمی-مذهبی رانده شدند پیمانکاران زودتر  بنای مذهبی را بسازند که  که مذهبیون بی خانه نباشند....

 

مدیر فرار را بر قرار ترجیح می دهد ... 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط |