تبليغاتX
.........گل گندم

زندگي چقدر عجيبه امروز صبح فكر ميكردم چقدر سبك حال و آرام هستم همه چيز به نظرم جالب بود هيچ چيزي گنگ و پيچيده نبود. مدتها بود همه چيز را از پشت نقاب نگاه ميكردم خودم ميديدم و ميشنيدم بدون اينكه به كسي يا چيزي اجازه ورود بدم چند هفته پيش كره زمين چرخيد و چرخيد منو پرت كرد به نقطه اي در غرب تهران آن روزفكر كردم ميشه دنيا را بدون نقاب نگاه كرد آنروز تا آخر شب همه چيز رنگي بود و شفاف من هم به وضوح در ديد بودم چيزي در وجودم پنهان نبود تا امروزکه نه تا همين يك ساعت پيش فهميدم اشتباه بود هر آنچه مي پنداشتم فهميدم ما آدمها دوست دلريم مرموز باشيم. دوست داريم كاشف باشيم.همه ما به جاي هم تصميم ميگيريم همه از آيندهاي كه نيامده نگران هستيم و لحظات قشنگ با هم بودن را از دست ميدهيم. توي اين سالها همه نزديكان ميگفتندخوب ميتونم آدمها را تخليه اطلاعاتي كنم و كسي اين حرف را به من دوباره زد ديگه ميخواهم اسم وبلاگ را عوض كنم شايد كمپوست بهترين نام باشه يعني محلي كه در آن مواد اضافه يا به زبان ساده زباله در آن تخليه ميشه. درسته تمام افكار اضافي و مخدوش كننده ذهن بايد جايي خالي بشه تا بشه زلال بود بشه خنديد بدون اينكه به گريه بعدش فكركرد بشه بشه بشه هزار و يك كار كرد..............

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر توسط |

امروز خيلي خوشحال هستم با اينكه شب گذشته نخوابيدم امروز ساعت 8 صبح سر حال و با نشاط آمدم به سراغ دنياي اينترنت اول آمدم اينجا ديدم فقط حسرت مهربان به سراغم آمده خلاصه دلشکسته پيامي براي شهرزاد دادم و بعد رفتم به دنبال اخبار روز وقتي خبر روزنامه را در اينترنت بخواني تكراري ميشه .اينجا بود كه فهميدم  روزنامه با چاپ كاغذ حالا حالا جون داره .سرشما خواننده عزيز را درد نميارم

گشتم و گشتم به محبوب ترين خبرنگار خودم رسيدم اين مرد محبوب به قول كوروش یه جور خورزوخان بود ولي حالا كه پيدا شد تبديل به همان كامرا ن نجف زاده شد اينقدر خوشحال شدم كه بر گشتم اينجا تا اين همه شور و شوق را با كسي تقسيم كنم .

كامران عزيز گفتم بيا اينجا نكته چهارم همين بود و بس.

+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 9 قبل از ظهر توسط |

فكر ميكنم اينجا مناسبترين محل باشه براي تبريك گفتن به شهرزاد قصه گو .
اين شهرزاد قصه نميگه  ولي من هم مثل بچه ها كه فقط صداي اين قصه گو را شنيده اند  صداي شيرين و پر مهر شهرزاد را شنيدم .صورت اين دختر تيز هوش را هم وقتي ديدم كه در خبرگزاري ايرنا عكس نفرات برتر كنكور سراسري چاپ شد خلاصه شهرزاد عزيزم ثابت كردي بدون سهميه و بدون خريد سوا لات كنكور هم ميشه قبول شد و مهمتر اينكه با هدفمند بودن ميشه رتبه 1 تا 3 كسب كرد. موفق و پيروز باشيد.................
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 8 قبل از ظهر توسط |